محمد حسن خان اعتماد السلطنه
61
مرآة البلدان ( فارسى )
ناحيهاى است در سواد مشهور به كرخ بيسان ( سواد ، دو موضع است يكى نزديك بلفامن اعمال دمشق و آن را سواد گويند به جهت سياهى احجار آن . ثانى نام رساتيق و ضياع عراق است كه لشكر اسلام در عهد خليفهء دوم فتح كردند كه در محل خود مشروح خواهد شد ) . مؤلف گويد در تاريخ طبرستان در ضمن بناى گرگان مسطور است كه بناى استراباد را گرگين ميلاد نموده به اين معنى كه گرگين ميلاد به نحوى كه در شاهنامهء فردوسى - عليه الرحمة - به نظم آورده در سفرى كه به همراهى بيژن به ارمنيه به كشتن گرازان رفت و از بيژن شجاعتهاى فوق العاده ديد بر او رشك برده او را به غدر و مكر دربند مهر منيژه دختر افراسياب و بالمآل به چنگ افراسياب انداخت و بيژن در چاهى محبوس افراسياب شده گرگين ميلاد به ايران مراجعت كرده دروغى چند در فقدان بيژن بههم بياراست ولى مطلب معلوم شده كيخسرو او را محبوس كرد و پس از چندى رستم او را شفاعت نموده مستخلص شد ولى از گيو و گودرز همواره به جهت اين غدر خائف بود . و در تاريخ طبرستان مىنگارد كه رى به تصرف گرگين ميلاد بود و زمستان قشلاق او در كرج رود [ بود ] و تپهاى كه در آنجاست اثر عمارت اوست و ييلاق او در لار بودى و به سبب غدر مزبور در قيد كيخسرو بود و گيو در قم و گودرز در اصفهان وطن داشت و گرگين در آن قرب جوار نمىتوانست زيست . لهذا پس از استخلاص از قيد كيخسرو درخواست نموده به گرگان آمد و آن شهر را بنياد نهاد . مساحت گرگان چهار فرسخ و موطن مرزبانان طبرستان بود . و گرگين ميلاد را در گرگان مقام ميسر نشد لهذا آن شهر را خراب كرده در موضع معروف به غرق استران ، استراباد را بنا كرد و اين شهرى كه الآن هست بساخت و به مرور عمارات آن مضاعف گشت و چون شاه در فارس بود به بساطبوسى او رفته لار فارس را وضع و عمارت كرد و در آن مقيم شد . اولاد او نيز اكنون حاكم ولايت لارند و لار رستمدار از آن تاريخ ويران شد . انتهى . استراباد از بلاد معظمهء ايران و يونانيان آن را هيركانيا ناميدهاند . بندر گز واقع در ساحل بحر خزر بندرگاه استراباد و بهترين بنادر اين درياست . صد و بيست هزار ذرع از دار الخلافهء ناصره و شصت و چهار هزار ذرع از اشرف ، بعد آن است . بناى اين شهر قديم و لفظش مركب است